اشتراک گذاری تجربه هام

آموزش، دانلود و اشتراک تجربه ها

اشتراک گذاری تجربه هام

آموزش، دانلود و اشتراک تجربه ها

اشتراک گذاری تجربه هام

در این وبلاگ تجربه های شخصی خودمو به اشتراک میگذارم تا دوستانی که مشکلاتی که من تجربه کردمو دارند بتونن جوابشو اینجا بیابند. تجربه های من در عکاسی، طراحی، کامپیوتر و ... امیدوارم از بودن در این وبلاگ لذت ببرید. شاد، کامروا و موفق باشید ...
دوستان عزیز وبلاگ صفحه ی تلگرام هم داره که تازه راه اندازی شده در صورت تمایل میتونید عضو بشید...

آخرین نظرات
  • ۱۲ آبان ۹۶، ۲۱:۲۹ - حجت
    ممنون
نویسندگان

کوچه

چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۳، ۱۰:۰۴ ب.ظ

"کوچه"

عکاس و طراح : امیر خسروی ، شعر : فریدون مشیری

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید...

شعر کامل در ادامه ی مطلب ...


بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
ـ «از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینۀ عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!»
با تو گفتم:‌ «حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،
چون کبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .»

باز گفتم که : «تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!»
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید که: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کُنی دیگر از آن کوچه گذر هم . . .
بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم!


عکس اصلی و بدون طراحی : 


صفرابسته،گیلان،ایران،عکاس : امیر خسروی


نظرات (۱)

عکساتون واقعا قشنگه....

من عاشق عکاسی ام.....

واقعا کاراتون عالیه..

لایک

پاسخ:
ممنون از لطفتون، امیدوارم همیشه شاد باشید. ^_^
بازم به من سر بزنید...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی